تبليغاتX
مدرن وپیشرفته
دوشنبه هجدهم شهریور 1387 8:27

- خواستگاري                 

      يه روز يه يارو با مادرش مي ره خواستگاري. توي مجلس نشسته بودند که آقا دوماد به سرش مي زنه يه سيگار دود کنه , دست مي کنه تو جيبش مي بينه کبريت نداره. به مادرش مي گه که از مادر عروس خانم کبريت بگيره.

1-   مادره به زنه مي گه: « خانم مي شه يه کبريت لطف کنين؟ »

2-  زنه مي گه: « کبريت واسه چي مي خواين؟ »

1-  مادره مي گه: « آخه پسرم مي خواد سيگار بکشه .»

2-  « اِ , پس پسرتون سيگاريه! »

1-  « والله نه , مشروب خورده بود , کمي سرش درد مي کرد , گفت يه سيگار دود کنم. »

2-   اِ , پس پسرتون الکلي هم هست! »

1-  « نه , والله قمار بازي کرده بود , کلي باخته بود. واسه اين که يادش بره يه کم مشروب خورده بود. »

2-  « اِ , پس پسر شما قمار هم بازي مي کنه! »

1-« قبلاً بازي نمي کرد , اما توي زندون که بود , هم سلولي هاش يادش دادن»

1-  « اِ , پس پسرتون قبلاً زندون هم رفته ! »

1-  » والله يه مدت که دستش تنگ بود , قاچاق مواد مي کرد , که ... »

 « که چي ؟! »

« که زنش لوش داد! »

« زنش !!!! ؟؟؟؟ »

نكته اخلاقي : هميشه هنگام خاستگاري رفتن سيگار همراه داشته باشيد....

 

نوشته شده توسط سیدعلی رضوی بهابادی  | لینک ثابت |