|
مدرن وپیشرفته همه چی-سرگرمی-مطالب متنوع
| ||
![]() عشقی را دوست دارم که مپرس................ عاشقشم........ کاش او بداندکه چه عشق پاک و قشنگیه... ولی.... نمیدونم...شاید... به امید روزی که؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!! [ چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1391 ] [ 21:50 ] [ سیدعلی رضوی ]
[دل نوشته ها ] ![]() این دل نوشته ها به شماره زده می شود و تا ده تا شماره در این مطلب زده میشود.....
۱- دارد انگار کسی پشت سرم می آید ها صدای نفسی پشت سرم می آید
ترس میبرد مرا سمت خودش داد زدم ای خدا دادرسی پشت سرم می آید بازگشتم که ببینم که مرا میپاید یا فقط همنفسی پشت سرم می آید سایه ام بود که دنبال دلم راه افتاد فکر کردم که کسی پشت سرم می آید ۲- ای آسمان به ساحل دریا مرا ببر یک لحظه تا آخر دنیا مرا ببر تو انتهای شهر غزل را ندیده ای با این غزل به ملک ثریا مرا ببر راهم بده به بزم محبت دقیقه ای با بوی عشق یاربه رویا مرا ببر یا از دیار عشق برایم سخن مگو یا همسفر باش و به آنجا مرا ببر بوی بهارآمدو پاییز شد دلم ای آشنای عشق از اینجا مرا ببر
3- ستاره پشت ستاره نگاه یعنی این دو چشم روشن اما سیاه یعنی این به زیر بارش باران دو دست آبی او گرفته اند مرا سر پناه یعنی این شبی که غربت جاده مرا صدا میکرد اشاره کرد به این سو که جاده یعنی این هنوز سنگ صبور من و غزلهایم نشسته پای دلم تکیه گاه یعنی این فرشته های نگاهم به سجده افتادند چه اشتباه قشنگی گناه یعنی این ۴- عبور همهمه ها پرده را تکان میداد درخت سایه به اصرار باد جان میداد حیاط خانه دلش را گرفته بود به دست حیاط خانه دلش را به آسمان میداد پدر به خاطر رفتار اب جاری بود برادرم به خودش داشت امتحان میداد صدای سرفه ی من در میان دالان ها به گوش می آمد بوی زعفران میداد که فصل فصل بدی بود برف می بارید خدا بهانه به دست فرشتگان میداد مرا به خواهش مرطوب شمعدانی ها تو را به بارش خوش بخت ناودان میداد دوباره پلک چپم میپرید و مهتابی ستاره بازی مهتاب را نشان می داد به روی شانه ی شب تاق باز خوابیدم و بی خیالی من کار دستتان می داد [ شنبه نوزدهم فروردین 1391 ] [ 22:27 ] [ سیدعلی رضوی ]
سه رباعی طنزجدید اهسته روید جاده باریک شده مه امده باز جاده تاریک شده از کوچه ی معشوقه گذر ممنوع است چون کوچه ی شان طرح ترافیک شده گرمای زیادی به مخم تابیده چشمم همه را به اشتباهی دیده این بستنی توت فرنگی است و یا ارایش همسر شما ماسیده سلطان سر جایگاه خود میخ شده با قصه ی تو وارد تاریخ شده با دیدن روی ماهت ای زیبا رو مو بر تن خواجه ی حرم سیخ شده کاری از حسن رفیقم... زیباست...
[ چهارشنبه شانزدهم فروردین 1391 ] [ 18:11 ] [ سیدعلی رضوی ]
انتظار سخته ولی زیباست....آدمو دیوونه میکنه ولی زیباست.... انتظار کسی را میکشم که همه ی دنیای من است.....نمیدانم او میداند یا نه که من در این انتظار دارم غرق میشوم..... انتظار رسیدن به او..... اه......اصلا چرا انتظار؟آخه انتظار واژه ای تلخ و شیرین است..... ولی من همچنان انتظار میکشم بلکه به شیرینی آن برسم امیدوارم.... پس منتظر آن لحظه ی باور نکردنی هستم.....
[ پنجشنبه یازدهم اسفند 1390 ] [ 12:35 ] [ سیدعلی رضوی ]
![]() شب جلو تلویزیون خوابم برده بود
مامانم اومد ساعت 2 نصفه شب پتو انداخت روم بوسم کرد ، کلی هم قربون صدقم رفت بعد موقع رفتن پامو لگد کرد، داد زدم و گفتم : اهههههههههههه پام داغون شد جواب داد: خاک تو سرت کنن آخه اینجا جای خوابه؟
◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊
منطقِ پدرو مادر از تحصیل در دانشگاه: "این همه درس خوندی، درِ یه نایلون رو نمیتونی باز کنی!
◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊
باز یه سوالی مغزمو پریشون کرد چرا جمعه انقدر به شنبه نزدیکه، ولی شنبه انقدر از جمعه دوره؟؟ ◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊
خداییش جاذبه ای که سوراخ چاه توالت نسبت به گوشی داره
جاذبه ی زمین به سیب نداره دیدم که میگمااااااا ◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊
عمو زنجیر باف جان ضمن عرض سلام و خسته نباشید جهت زحمات بی دریغ شما بزرگوار یک گِلگی داشتم از حضورتون ... شما که زنجیر ما رو بافتی..؟ ... پَه چرا پشت کوه انداختی..؟ مشکلتون دقیقاً چی بود؟ مرض داشتید این همه زنجیر بافته شده رو پشت کوه انداختید؟ ◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊
بچگی یعنی: وقتیکه فاصله ی دستشویی تا اتاقمونو می دویدیم
و از اینکه لولو ما رو نمی خورد فریاد می زدیم، ھـــــوراااا ◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊
فقط یه ایرانی اونم از نوع تهرانی می تونه از دود شهر فرار کنه تا بره شمال هوای تازه تنفس کنه، بعد اونجا هی تند تند قلیون بکشه!
◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊
گوشيم زنگ خورد ، اسم رفيقم "رضا" افتاد
گوشی رو برداشتم ، با يه صدای خسته گفتم : سلام بی شرف يه صدای کلفتی اومد : پدر بی شرف هستم ، بی شرف اونجا نيست؟ ◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊
فقط یک زن ایرانی می تونه روزی چند ساعت برنامه آشپزی نگاه کنه و چند تا دفتر هم پر کرده باشه و آخرش همون کوکوسبزی برای شوهرش درست کنه!
◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊
یادش بخير ما بچه بوديم ، يه دستمال کهنه اي ، لنگ ماشيني چيزي پيدا ميکردن ميذاشتن لاي پامون بقچه ميکردن تا يه هفته بعد بازش کنن الان پوشک زدن واسه بچه با خروجي هوا از هردو طرف ، 8 لايه محافظ ، ويتامينه ، همراه با عصاره مالت ، 12 اير بگ ، کروز کنترل ، سنسور عقب ، تهويه مطبوع ، با ال سي دي... خلاصه فول آپشن ديگه ! از ال سي دي هم توشو نشون ميده ديگه لازم نيست را به را بازش کنن
◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊
هیچ وقت کار امروز رو به فردا ننداز... فردا یه عالمه کار داری،
قشنگ بندازش واسه دو سه هفته دیگه که خیالــــــــــــــتم راحت باشه ◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊
کافیه یه روز اتفاقی یه جوراب سوراخ بپوشین . اگه شده اتوبان رو موکت کنن یه جوری میشه که تو مجبور شی کفشتو دربیاری
◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊
توی شهر بازی تو بعضی از این وسایل بازیش باید یه دکمه ی "غلط کردم" هم بزارن
[ یکشنبه بیست و هفتم آذر 1390 ] [ 15:20 ] [ سیدعلی رضوی ]
![]() یك ستاره می تواند راهنمای قایق گمگشته ای باشد،
یك واژه می تواند در برگیرنده هدفی باشد، یك رای می تواند سرنوشت ملتی را عوض كند، یك شمع می تواند سیاهی را به در كند، یك گام می تواند آغازگر یك سفر دور و دراز باشد، یك كلمه می تواند آغازگر یك دعا باشد، یك نوازش می تواند نشان دهنده ی مهر و محبت باشد، یك قلب می تواند بر حقیقت واقف باشد، یك زندگی می تواند تحولی ایجاد كند، می بینی كه همه و همه به تو بستگی دارد... [ چهارشنبه بیست و پنجم آبان 1390 ] [ 15:38 ] [ سیدعلی رضوی ]
نخستین نگاهی که ما را به هم دوخت، [ دوشنبه هجدهم مهر 1390 ] [ 12:22 ] [ سیدعلی رضوی ]
![]() وقتی از زمینیها طرد میشوم
وقتی تهی تر از حبابم
باز این خداست که مرا در بر میگیرد،
وقتی برای ندیدنم
بهانه می اورند
خدا مشتاق تر از همیشه
به رویم میخندد
همین گپ زدنهای از روی عادتم با اوست
که ارامم میکند
بین ما عشقی ست
که زمان شکل گیریش
میرسد
به قبل از دمیدن روحم به بدن
عشقی اصیل،
ابدی...
عشقی که تکامل میخواسته و
کوتاهیش از من بوده
میدانم که میداند
من لعنتی
ذهنی "معلول" دارم
ذهنی درگیر عشقهای دروغین
و تنها عشق اوست
شایسته دل بستن
[ پنجشنبه چهاردهم مهر 1390 ] [ 19:18 ] [ سیدعلی رضوی ]
[ جمعه چهارم شهریور 1390 ] [ 2:17 ] [ سیدعلی رضوی ]
خیلی زیباست.........
![]() ![]() [ شنبه بیست و دوم مرداد 1390 ] [ 10:59 ] [ سیدعلی رضوی ]
دو بازیگر مدرن کشورکه خیلی پر طرفدار هم هستند.... سیدشهاب حسینی
سيد شهاب الدين حسيني تنكابني متولد 14بهمن 1352 در تهران است . او در يك خانواده فرهنگي رشد يافت و فرزند ارشد خانواده است. آخرين مدرك تحصيلي او ديپلم علوم انساني است و تحصيلات دانشگاهي خود را در رشته روانشناسي نيمه تمام گذاشت . حامدبهداد
متولد 6 آبان 1352 مشهد [ یکشنبه شانزدهم مرداد 1390 ] [ 3:12 ] [ سیدعلی رضوی ]
[ یکشنبه شانزدهم مرداد 1390 ] [ 2:16 ] [ سیدعلی رضوی ]
شغل سخــــت عکاسان عکاسانی که برای بدست آوردن تصویر مورد نظر هر نوع خطری رو به جون میخرن!
[ سه شنبه شانزدهم فروردین 1390 ] [ 15:33 ] [ سیدعلی رضوی ]
راز صدا در صومه
اتومبيل مردي که به تنهايي سفر مي کرد در نزديکي صومعه اي خراب شد. مرد به سمت صومعه حرکت کرد و به رئيس صومعه گفت : «ماشين من خراب شده. آيا مي توانم شب را اينجا بمانم؟ » رئيس صومعه بلافاصله او را به صومعه دعوت کرد. شب به او شام دادند و حتي ماشين او را تعمير کردند. شب هنگام وقتي مرد مي خواست بخوابد صداي عجيبي شنيد. صداي که تا قبل از آن هرگز نشنيده بود . صبح فردا از راهبان صومعه پرسيد که صداي ديشب چه بوده اما آنها به وي گفتند :« ما نمي توانيم اين را به تو بگوييم . چون تو يک راهب نيستي»
[ شنبه بیست و هشتم اسفند 1389 ] [ 12:52 ] [ سیدعلی رضوی ]
پنج زن توطئه گر تاریخ ایران تاریخ ایران پر از زنانی است که فداکارانه برای پیشرفت و تعالی کشور تلاش کرده اند و با وجود مشکلات فراوان و بدون هیچ گونه چشمداشتی کوشیده اند تا میهنشان سرفراز و آباد باشد با این وجود در بین زنان تاثیر گذار تاریخ چهره هایی هم مشاهده می شود که زیان های جبران ناپذیری را به بار آوردند. بانکی دات آی آر کوشیده در این گزارش شما را با 5 تن از این افراد آشنا کند. 1. مهد علیا مقتدر و توطئه گر
در سال 1220 هجری (1805 پس از زایش مسیح) دختری در خانواده امیر محمد قاسم خان قاجار و بیگم خانم دختر فتحعلیشاه به دنیا آمد که او را ملک جهان نام نهادند. جهان خانم نوه فتحعلیشاه، زن محمد شاه سومین پادشاه از سلسله قاجار، مادر ناصرالدین شاه، و مادر زن امیر کبیر صدر اعظم ایران بود. جهان خانم به چند عنوان آراسته بود، او را مهد علیا میخواندند. این عنوانی بود که نخستین بار به همسر سلطان محمد خدابنده داده شد. فریدون آدمیت درباره خوی و منش او چنین مینویسد: مهد علیا در شانزده سالگی با پسر دائی خود به نام محمد میرزا که چهارده ساله بود پیوند زناشوئی بست و از این پیوند ناصرالدین میرزا (شاه ایران) و ملک زاده خانم (همسر امیر کبیر) به دنیا آمدند. او در تمام عزل و نصب های در بار نظارت داشت و در شیوه اداره امور کشور دخالت می کرد. امیر کبیر از نفوذ و سلطه گری این زن جلوگیری کرده و تلاش می کرد از دخالت او در امور مملکتی جلوگیری کند . او هم که به هیچ عنوان حاضر به از دست دادن قدرت نبود بر علیه امیر کبیر شورید و با حیله گری فرمان قتل او را از ناصر الدین شاه گرفت. 2.تاج الملوک آیرملو(ملکه مادر)
تاج الملوک در دوران سلطنت رضاشاه یک بانوی درباری و ملکه ایران بود و به هیچ وجه اجازه ورود در مسائل سیاسی را نداشت و تنها در امور مالی فعالیت می کرد. تاج الملوک از طرفداران ترویج فرهنگ غربی در دربار ایران بود. این طرفداری به ویژه، پس از سفر او در سال ۱۳۱۲ به آلمان، سویس و فرانسه به جهت دیدار محمدرضا افزون گشت. وی در بازگشت میهمانی های پر خرج به شیوهٔ اروپایی در ایران باب کرد. در ابتدا میهمانی ها شامل زنان و شاهزادگان دربار می شد اما پس از کشف حجاب که خود تاج الملوک نقش اساسی در آن ایفا نمود، این میهمانیها مانند دربار اروپایی به صورت مختلط تشکیل می گشت. وی در عروسی های پسر و دختران خود و همچنین در شکست و جدایی آنان نقش بسزایی داشت به ویژه در مورد پسرش محمدرضا پهلوی حرف اول را می زد. 3.فرح پهلوی
فرح پهلوی زاده ۲۲ مهر ۱۳۱۷ خورشیدی برابر با ۱۴ اکتبر ۱۹۳۸ در تبریز است. وی در ۲۹ آذر ۱۳۳۸ با پادشاه ایران محمد رضا پهلوی ازدواج کرد و ملکه ایران شد. او بنیاد فرح را تاسیس کرد و به گفته خودش به کشور خدمات بیشماری کرده است. فریادهای ایرانیان در سال 57 که خواستار خروج شاه و ملکه از کشور بودند بیانگر چیز دیگری است. وی پس از پیروزی انقلا با ثروت بی شماری که از ایران خارج کرده بود در بلاد فرنگ مشغول زندگی شد و هر از چند گاهی هم برای مردم ایران نسخه ای تازه می پیچید تا نجات پیدا کنند!
4. اشرف پهلوی
اشرف در روز چهارم آبان 1298 ه- ش چند ساعت پس از تولد محمدرضا پهلوي در خانه اي واقع در كوچه ضلع شمال شرقي ميدان حسن آباد تهران به دنيا آمد. انواع قمار در دربار پهلوی به شکل یک تفریح روزمره درآمده بود. اما در دربار هیچ کس در قماربازی به پای اشرف نمیرسید. ترانزیت مواد مخدر از دیگر سرگرمی های خواهر دوقلوی شاه بود که خودش می گوید به خاطر اینکه به همراه ولیعهد و پادشاه ایران به دنیا آمده بود هیچ گاه انتظار محبت ویژه از سوی خانواده نداشت و این امر بر مشکلات روحی او می افزود. ازدواج اجباری او با محمد قوام که به دستور پدرش انجام شد در شکل گیری بی بندو باری او نیز موثر بود.
5.مریم رجوی
مریم رجوی، با نام اصلی مریم قجر عضدانلو ، در سال ۱۳۳۲ متولد شد. او پس از دوران تحصیل دبستان و دبیرستان وارد دانشگاه صنعتی شریف شد و در رشته مهندسی متالورژی فارغ التحصیل شد. او در یک خانواده مسلمان غیر سنتی متولد شده و تا دوران آشنائی با مجاهدین بی حجاب بود. او ابتدا با ابریشم چی یکی از اعضای گروهک مجاهدین ازدواج کرد اما بعد ها در یک اقدام انقلابی! در یک روز از او طلاق گرفت و با مسعود رجوی ازدواج کرد. او این روز ها خود را رئیس جمهور منتخب ایران می داند ! و می گوید پس از تغییر حکومت در ایران قرار است رئیس جمهور شود. گروه مجاهدین خلق که مریم و مسعود رجوی رئیس آن بشمار می آیند , جنایاتشان برای تمامی مردم ایران شناخته شده است و نیازی به توضیح نیست. این گروه در طی دوران جنگ تحمیلی و پیش از آن با همکاری صدام دست به جنایات متعددی در مرزهای ایران زدند و همچنین برنامه های متعدد ترور را نیز در ایران اجرا کرده اند.
[ شنبه بیست و هشتم اسفند 1389 ] [ 12:21 ] [ سیدعلی رضوی ]
|
||
| [ طراحی قالب وبلاگ : نایت سلکت ] [ Weblog Themes By : iranskin ] | ||